۱ min read"> و مهاجران ادامه می دادند… (معرفی سری مهاجرت جیکاب لارنس)۱ min read

تعداد بازدید: ۲۸۸ نفر تاریخ انتشار:۹۷/۱۰/۳۰

بیش از هفتاد و پنج سال پیش، یک هنرمند جوان به نام «جیکاب لارنس» شروع به کار بر روی مجموعه‌ای از شصت پرتره کرد؛ شصت پرتره از مهاجرت بزرگِ بیش از یک‌میلیون نفر آفریقایی-آمریکایی از نواحی روستایی جنوب آمریکا به نواحی صنعتی شمال آمریکا در اوایل جنگ جهانی اول. مهاجرتی که در اوایل دهه‌ی بیست میلادی اتفاق افتاد و در آن مدت جامعه‌ی آمریکا دچار تغییرات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی شد.

شرایط مهاجرت بزرگ به خاطر جنگ جهانی اول مهیا شد. در اروپا جنگ جهانی شروع شد. بسیاری از نیروهای کار مهاجر به کشورهای خود بازگشتند تا در جنگ‌ها شرکت کنند و صنایع شمال به‌شدت محتاج نیروی کار شدند. آفریقایی آمریکایی‌ها از جنوب آمریکا شروع به مهاجرت به شهرهای شمال آمریکا کردند و در مراکز صنعتی شمال مشغول به کار شدند: شیکاگو، دترویت، کلیولند، سنت لوئیس، پیتسبورگ، فیلادلفیا و نیویورک.

در شروع جنگ جهانی اول زمانی که مهاجران آفریقایی-آمریکایی تصمیم گرفتند که از سرزمین قدیمی خود در جنوب ریشه کن شوند ایمان داشتند که زندگی بهتری در سرزمین موعود شمال در انتظارشان است. صدها هزار مهاجر با انعطاف‌پذیری و اعتمادبه‌نفس به این حرکت پیوستند و با صدایی واحد علیه نظام سرکوبگر  جنوب آوای اعتراض سر دادند. آن‌ها امید داشتند که زندگی در شمال به آن‌ها فرصت‌های شغلی و آموزشی بهتر، پویایی اقتصاد، سیاسی و اجتماعی و آزادی‌های فرعی هدیه بدهد. اما واقعیت‌های تلخ افزایش تعداد مهاجران در شهرهای شمال چالش‌های جدیدی را به وجود آورد. نامه‌هایی که مهاجران به دوستان نزدیک و معشوقه‌هایشان می‌فرستادند سندی بود بر شرایط زندگی شهری جدید مهاجران در سرزمین موعود: مواجهه با شهرک‌های بیش از حد پرجمعیت، شرایط کاری سخت، تبعیض ادامه‌دار، شورش‌های نژادی و بمب‌گذاری‌ها و… و علی رغم همه‌ی این‌ها مهاجران ادامه می‌دادند…

مهاجرت بزرگ آفریقایی آمریکایی ها از جنوب به شمال

به گفته‌ی خود جیکاب لارنس چنین موضوعی برای کشیدن نقاشی بسیار پیچیده و دشوار بود؛ چرا که قبل از او هیچ‌کسی برای به تصویر کشیدن چنین تجربه‌ای اقدام نکرده بود. لارنس قبل از آن سه سال از عمرش را صرف به تصویر کشاندن کشمکش‌ها، امیدها، پیروزی‌ها و شکست‌های زندگی هریت تابمن (رهبر کارگردان مترو)، فردریک داگلاس (عدالت‌خواه) و توسینت لوورتیور (آزادیخواه اهل هائیتی) کرده بود.

لارنس راهی برای گفتن داستان‌های مهاجرت بزرگ از طریق قدرت و ضعف نقاشی پیدا کرد: کشیدن ۶۰ نقاشی هم اندازه که در کنار هم بتوانند یک بیان حماسی متحد را به وجود بیاورند. قبل از کشیدن این ۶۰ نقاشی لارنس در مورد موضوع مهاجرت تحقیقات بسیاری انجام داد و عبارت‌های کلیدی را که هر نقاشی باید همراه آن می‌آمد یادداشت کرد. مانند تصاویر یک فیلم، لارنس نقاشی‌ها را در مجموعه یک واحد می‌دید. او کار بر هر ۶۰ نقاشی را به‌صورت همزمان شروع کرد تا بین همه‌ی نقاشی‌ها وحدت رنگ و احساس وجود داشته باشد. شعر حماسی لارنس از بیان ریتمیک و تکراری نمادهای حرکت در نقاشی‌ها ظهور پیدا کرد: قطار، ایستگاه، نردبان، پلکان، پنجره‌ها و امواج مردم در راه همراه با بار و بنه شان.

بنا بر سنت داستانگویان و راویان آفریقای غربی، افسانه های زمان های گذشته در زندگی امروز و فردای ما هم معنادارند. لارنس هم بنا بر همین سنت با ۶۰ داستانی که در پرتره هایش روایت کرده تاریخ را با ما به اشتراک گذاشته و در عین حال ما را دعوت به این می کند که به چالش ها و کشمکش های جهان امروز هم پاسخ بدهیم.

همان طور که لارنس در اولین تابلوی نقاشی سری مهاجرتش نشان می دهد شهرهای شیکاگو، نیویورک و سنت لوئیس بزرگ ترین دروازه های ورود به شمال بودند. مهاجران آفریقایی آمریکایی همچنین از خط آهن جنوب به غرب استفاده کردند و به شهرهای ایالت کالیفرنیا (لس آنجلس، اوکلند، سان فرانسیسکو و سن دیه گو) و شهرهای شمال غربی (پورتلند و سیاتل) رفتند.

در نقاشی آخر از سری مهاجرت، جیکاب لارنس شعار «و مهاجران ادامه می دادند» را برگزیده است. او سری مهاجرتش را در سال ۱۹۴۱ به اتمام رساند؛ زمانی که دومین موج از مهاجرت بزرگ در آمریکا شروع شده بود. لارنس به درستی فهمیده بود که آثار مهاجرت تا دهه ها ادامه خواهد داست.

نقاشی های جیکاب لارنس در سری مهاجرت تصویری دقیق از خواست رو به رشد نوع بشر است برای دستیابی به آزادی، برابری و فرصت های بهتر. انگیزه هایی که مسیرهای مهاجرت در جهان امروز را روز به روز گسترده تر و بیشتر و بیشتر می کنند…


این شما و این نقاشی های سری مهاجرت جیکاب لارنس:

در طی جنگ جهانی اول آفریقایی آمریکایی های اهل جنوب آمریکا یک مهاجرت بزرگ به شمال آمریکا داشتند.
تابلوی اول- در طی جنگ جهانی اول، آفریقایی آمریکایی های اهل جنوب آمریکا یک مهاجرت بزرگ به شمال آمریکا داشتند.

جنگ جهانی باعث شد که صنایع شمال آمریکا دچار کمبود نیروی کار شوند. شهروندان کشورهای خارجی در حال بازگشت به کشورهای خودشان بودند
تابلوی دوم- جنگ جهانی باعث شد که صنایع شمال آمریکا دچار کمبود نیروی کار شوند. شهروندان کشورهای خارجی در حال بازگشت به کشورهای خودشان بودند.


از هر کدام از شهرهای جنوب صدها مهاجر به سوی شمال رهسپار شدند.
تابلوی سوم- از هر کدام از شهرهای جنوب صدها مهاجر به سوی شمال رهسپار شدند.


همه ی منابع کار از بین رفته بودند، مهاجران آخرین منبع بودند.
تابلوی چهارم- همه ی منابع کار از بین رفته بودند. مهاجران آخرین منبع بودند.


تابلوی پنجم-


قطارها پر شده بودند از مهاجران.
تابلوی ششم- قطارها پر شده بودند از مهاجران


مهاجری که زندگی اش روستایی و وابسته به زمین بود در حال حرکت به سوی زندگی شهری وابسته به ماشین آلات صنعتی بود.
تابلوی هفتم- مهاجری که زندگی اش روستایی و وابسته به زمین بود در حال حرکت به سوی زندگی شهری وابسته به ماشین آلات صنعتی بود.


بعضی ها به دلیل وعده ی کار در شمال ترک کاشانه کردند و بعضی ها هم به این خاطر که مزارع شان در سیل نابود شده بود.
تابلوی هشتم- بعضی ها به دلیل وعده ی کار در شمال ترک کاشانه کردند و بعضی ها هم به این خاطر که مزارعشان در سیل نابود شده بود.


آن ها به این خاطر ترک کاشانه کردند که آفت ها محصولات پنبه را از بین برده بودند.
تابلوی نهم- آن ها به این خاطر ترک کاشانه کردند که آفت ها محصولات پنبه را از بین برده بودند.


آن ها خیلی فقیر بودند.
تابلوی دهم- آن ها خیلی فقیر بودند.


به علت جنگ قیمت غذا دو برابر شده بود.
تابلوی یازدهم- به علت جنگ قیمت غذا دو برابر شده بود.


ایستگاه های قطار آن قدر از مردم در حال مهاجرت شلوغ شده بودند که برای برقراری نظم به نگهبان های ویژه نیازمند شده بودند.
تابلوی دوازدهم- ایستگاه های قطار آن قدر از مردم در حال مهاجرت شلوغ شده بودند که برای برقراری نظم به نیروهای ویژه نیازمند شده بودند.


محصولات کشاورزی رها و خشک و پوسیده شدند. دیگر کسی تمایلی برای برداشت آن ها نداشت.
تابلوی سیزدهم- محصولات کشاورزی رها و خشک و پوسیده شدند. دیگر کسی تمایلی برای برداشت آن ها نداشت.


برای آفریقایی-آمریکایی ها در دادگاه های جنوب هیچ عدالتی وجود نداشت.
تابلوی چهاردهم- برای آفریقایی آمریکایی ها در دادگاه های جنوب هیچ عدالتی وجود نداشت.


پس از یک لینچ کردن، مهاجرت تسریع شد
تابلوی شانزدهم- پس از یکی از لینچ ها مهاجرت افزایش یافت.


کشاورزان اجاره دار رفتارهای خشنی را از صاحبان زمین می دیدند.
تابلوی هفدهم- کشاورزان اجاره دار رفتارهای خشنی را از صاحبان زمین می دیدند.


مهاجرت به سرعت افزایش یافت.
تابلوی هجدهم- مهاجرت به سرعت افزایش یافت.


آن جا همیشه تبعیض وجود داشت.
تابلوی نوزدهم- آن جا همیشه تبعیض وجود داشت.


در خیلی از جوامع نشریات مخصوص سیاه پوستان با اشتیاق خوانده می شد. این میل به حرکت و مهاجرت را تشویق می کرد.
تابلوی بیستم- در خیلی از جوامع نشریات مخصوص سیاه پوستان با اشتیاق خوانده می شد و باعث افزایش میل به حرکت و تشویق به مهاجرت می شد.


خانواده ها خیلی زود به ایستگاه ها می رسیدند. آن ها دوست نداشتند که از قطار شمال جا بمانند و آن را از دست بدهند.
تابلوی بیست و یکم- خانواده ها خیلی زود به ایستگاه ها می رسیدند. آن ها دوست نداشتند که از قطار شمال جا بمانند و آن را از دست بدهند.


مهاجران ترک خانه و کاشانه کردند. آن ها احساس امنیت نداشتند. ماندن آن ها در خیابان ها تا دیروقت عاقلانه نبود. آن ها به خاطر کوچکترین دلایل دستگیر می شدند.
تابلوی بیست و دوم- مهاجران ترک خانه و کاشانه کردند. آن ها احساس امنیت نداشتند. ماندن آن ها در خیابان ها تا دیروقت عاقلانه نبود. آن ها به خاطر کوچکترین دلایل دستگیر می شدند.


مهاجرت گسترش پیدا کرد.
تابلوی بیست و سوم- مهاجرت گسترش پیدا کرد.


بچه هایشان مجبور بودند که در زمین ها کار کنند. آن ها نمی توانستند به مدرسه بروند.
تابلوی بیست و چهارم- بچه هایشان مجبور بودند که در زمین ها کار کنند. آن ها نمی توانستند به مدرسه بروند.


آن ها خانه هایشان را رها کردند. به زودی بسیاری از اجتماعات خالی از سکنه شدند.
تابلوی بیست و پنجم- آن ها خانه هایشان را رها کردند. به زودی بسیاری از اجتماعات خالی از سکنه شد.


و مردم در تمام نواحی جنوب به بحث و صحبت در مورد حرکت بزرگ ادامه دادند.
تابلوی بیست و ششم- و مردم در تمام نواحی جنوب به بحث و صحبت در مورد حرکت بزرگ ادامه دادند.


بسیاری از مردان ماندند تا بتوانند خانواده هایشان را با خود به شمال ببرند.
تابلوی بیست و هفتم- بسیاری از مردان ماندند تا بتوانند خانواده هایشان را با خود به شمال ببرند.


حضور کارگزاری که از طرف صنایع شمال به جنوب آمده بود برای جوامع سیاه پوست جنوب حضوری آشنا بود.
تابلوی بیست و هشتم- حضور کارگزاری که از طرف صنایع شمال به جنوب آمده بود برای جوامع سیاه پوست جنوب حضوری آشنا بود.


کارگزار نیروهای کار قابل اعتماد را به عنوان اعتصاب شکنان صنایع شمال استخدام می کرد.
تابلوی بیست و نهم- کارگزار نیروهای کار قابل اعتماد را به عنوان اعتصاب شکنان صنایع شمال استخدام می کرد.


در هر خانه ی جنوب، آدم ها با همدیگر ملاقات می کردند تا تصمیم بگیرند که آیا به شمال بروند یا نه.
تابلوی سی ام- در هر خانه ی جنوب، آدم ها با همدیگر ملاقات می کردند تا تصمیم بگیرند که آیا به شمال بروند یا نه.


مسکن مهاجران با مهاجرت شان به شمال بهبود یافت.
تابلوی سی و یکم- مسکن مهاجران با مهاجرت شان به شمال بهبود یافت.


ایستگاه های قطار در جنوب پر بود از مسافران مقصد شمال.
تابلوی سی و دوم- ایستگاه های قطار در جنوب پر بود از مسافران مقصد شمال.


نامه های اقوام از شمال می گفت که آن جا زندگی بهتر است.
تابلوی سی و سوم- نامه های اقوام از شمال می گفت که آن جا زندگی بهتر است.


نشریات سیاه پوستان آن ها را تحریک می کردند که جنوب را ترک کنند.
تابلوی سی و چهارم- نشریات سیاه پوستان آن ها را تحریک می کردند که جنوب را ترک کنند.


آن ها در دسته های پرشمار جنوب را ترک کردند. آن ها در دسته های پرشمار به شمال رسیدند.
تابلوی سی و پنجم- آن ها در دسته های پرشمار جنوب را ترک کردند. آن ها در دسته های پرشمار به شمال رسیدند.


مهاجران به شیکاگو رسیدند: دروازه ی ورود به غرب.
تابلوی سی و ششم- مهاجران به شیکاگو رسیدند: دروازه ی ورود به غرب.


بسیاری از مهاجران در صنعت فولاد کار پیدا کردند.
تابلوی سی و هفتم- بسیاری از مهاجران در صنعت فولاد کار پیدا کردند.


آن ها همچنین بر روی خطوط راه آهن کار کردند.
تابلوی سی و هشتم- آن ها همچنین بر روی خطوط راه آهن کار کردند.


سکوهای راه آهن پر شده بود از چمدان و بار و بنه.
تابلوی سی و نهم- سکوهای راه آهن پر شده بود از چمدان و بار و بنه.


مهاجران در دسته های پرشمار رسیدند.
تابلوی چهلم- مهاجران در دسته های پرشمار رسیدند.


جنوب به شدت تلاش کرد که نیروی کار ارزان خود را حفظ کند. کارگزاران صنایع شمال در جنوب دستگیر شدند یا مجبور شدند که به صورت محرمانه به جذب نیرو بپردازند.
تابلوی چهل و یکم- جنوب به شدت تلاش کرد که نیروی کار ارزان خود را حفظ کند. کارگزاران صنایع شمال در جنوب دستگیر شدند یا مجبور شدند که به صورت محرمانه به جذب نیرو بپردازند.


برای سخت کردن خروج آن ها مهاجران را در تعداد نفرات بالا زندانی می کردند. به همین دلیل خیلی از مهاجران قطارهای به مقصد شمال را از دست می دادند.
تابلوی چهل و دوم- برای سخت کردن خروج آن ها مهاجران را در تعداد نفرات بالا زندانی می کردند. به همین دلیل خیلی از مهاجران قطارهای به مقصد شمال را از دست می دادند.


در بخش هایی از جنوب، نمایندگان و رهبران جوامع سیاه پوستان و سفیدپوستان با همدیگر دیدار و در مورد راه های بهبود زندگی در جنوب صحبت کردند.
تابلوی چهل و سوم- در بخش هایی از جنوب، نمایندگان و رهبران جوامع سیاه پوستان و سفیدپوستان با همدیگر دیدار و در مورد راه های بهبود زندگی در جنوب صحبت کردند.


اما شرایط زندگی در شمال بهتر بود.
تابلوی چهل و چهارم- اما شرایط زندگی در شمال بهتر بود.


مهاجران به پیتسبورگ رسیدند، یکی از بزرگترین مراکز صنعتی شمال.
تابلوی چهل و پنجم- مهاجران به پیتسبورگ رسیدند، یکی از بزرگترین مراکز صنعتی شمال.


صنایع کارگرانشان را در محله های ناسالم اسکان دادند. تعداد کمپ های کارگری زیاد بود.
تابلوی چهل و ششم- صنایع کارگرانشان را در محله های ناسالم اسکان دادند. تعداد کمپ های کارگری زیاد بود.


همان طور که جمعیت مهاجران رشد می کرد، تعداد خانه های خوب کمیاب شدند. کارگران مجبور شدند که در محله های بیش از حد شلوغ و آپارتمان های نیمه ویران زندگی کنند.
تابلوی چهل و هفتم- همان طور که جمعیت مهاجران رشد می کرد، تعداد خانه های خوب کمیاب شدند. کارگران مجبور شدند که در محله های بیش از حد شلوغ و آپارتمان های نیمه ویران زندگی کنند.


تابلوی چهل و هشتم- مسکن یک مشکل جدی بود.
تابلوی چهل و هشتم- مسکن یک مشکل جدی بود.


تابلوی چهل و نهم- مهاجران در شمال هم تبعیض دیدند، منتها از نوعی دیگر.
تابلوی چهل و نهم- مهاجران در شمال هم تبعیض دیدند، منتها از نوعی دیگر.


تابلوی پنجاهم- شورش های نژادی بی شمار بود. برخورد کارگران سفیدپوست نسبت به مهاجرانی که برای شکستن اعتصاباتشان استخدام شده بودند خصم آمیز بود.
تابلوی پنجاهم- شورش های نژادی بی شمار بود. برخورد کارگران سفیدپوست نسبت به مهاجرانی که برای شکستن اعتصاباتشان استخدام شده بودند خصم آمیز بود.


آفریقایی-آمریکایی ها در جست و جوی مسکن بهتر تلاش کردند که به نواحی جدید کوچ کنند. این در نتیجه ی بمباران شدن خانه های جدیدشان بود.
تابلوی پنجاه و یکم- آفریقایی-آمریکایی ها در جست و جوی مسکن بهتر تلاش کردند که به نواحی جدید کوچ کنند. این در نتیجه ی بمباران شدن خانه های جدیدشان بود.


تابلوی پنجاه و دوم- یکی از پرخشونت ترین شورش های نژادی در سنت لوئیس شرقی اتفاق افتاد.
تابلوی پنجاه و دوم- یکی از پرخشونت ترین شورش های نژادی در سنت لوئیس شرقی اتفاق افتاد.


تابلوی پنجاه و سوم- آفریقایی-آمریکایی هایی که ساکنان قدیمی شهرهای شمالی بودند، به مهاجران با بی اعتنایی و نفرت نگاه می کردند.
تابلوی پنجاه و سوم- آفریقایی-آمریکایی هایی که ساکنان قدیمی شهرهای شمالی بودند، به مهاجران با بی اعتنایی و نفرت نگاه می کردند.


تابلوی پنجاه و چهارم- برای مهاجران، کلیسا مرکز زندگی بود.
تابلوی پنجاه و چهارم- برای مهاجران، کلیسا مرکز زندگی بود.


تابلوی پنجاه و پنجم- مهاجرانی که به طور ناگهانی به محیطی ناسالم و پرجمعیت مهاجرت کرده بودند به زودی دچار بیماری سل شدند. نرخ مرگ و میر افزایش پیدا کرد.
تابلوی پنجاه و پنجم- مهاجرانی که به طور ناگهانی به محیطی ناسالم و پرجمعیت مهاجرت کرده بودند به زودی دچار بیماری سل شدند. نرخ مرگ و میر افزایش پیدا کرد.


تابلوی پنجاه و ششم- متخصصان آفریقایی-آمریکایی مجبور شدند تا به خاطر پول درآوردن به سراغ مشتریان بروند.
تابلوی پنجاه و ششم- متخصصان آفریقایی-آمریکایی مجبور شدند تا به خاطر پول درآوردن به سراغ مشتریان بروند.


کارگران زن آخرین گروهی بودند که به شمال رسیدند.
تابلوی پنجاه و هفتم- کارگران زن آخرین گروهی بودند که به شمال رسیدند.


تابلوی پنجاه و هشتم- در شمال، آفریقایی-آمریکایی ها فرصت های آموزشی بیشتری داشتند.
تابلوی پنجاه و هشتم- در شمال، آفریقایی-آمریکایی ها فرصت های آموزشی بیشتری داشتند.


تابلوی پنجاه و نهم- در شمال آن ها حق رای دادن داشتند.
تابلوی پنجاه و نهم- در شمال آن ها حق رای دادن داشتند.


تابلوی شصتم- و مهاجران ادامه می دادند…
تابلوی شصتم- و مهاجران ادامه می دادند…