واژگان مهاجرت

سازش(Assimilation):

هماهنگ شدن یک گروه اجتماعی یا نژادی،معمولا به صورت اقلیت، با دیگران. سازش با عواملی چون زبان  سنت ارزش ها آداب و رسوم و رفتار یا حتی علاقه های شخصی درگیر است. اگرچه نمیتوان شیوه های فرهنگی- سنتی یک گروه رو مورد انکار قرار دارد، ولی در کل سازش باعث می شود که یک گروه از بقیه گروهای جامعه غیر قابل تشخیص شود. سازش نهایی ترین شکل فرهنگ پذیری است.

 

بازگشت داوطلبانه همراه با کمک (Assisted Voluntary Return):

پشتیبانی اجرایی، لجستیکی، مالی و استقرار مجدد برای پناهجویان پذیرفته نشده، قرباینان قاچاق انسان، پناهجویان بلاتکلیف، ملیت های مورد تایید و دیگر مهاجرانی که قادر یا بی میل هستند نسبت به ماندن در کشور میزبان و در عین حال داوطلب بازگشت به کشور خود می باشند.

 

پناهجو(Asylum seeker):

شخصی که به دنبال امنیت و رهایی از آزار و اذیت در کشوری به غیر از کشور خودش میباشد. و منتظر تصمیمی برای وضعیت آوارگان تحت قراردادهای بین المللی و ملی است. در شرایطی که این تصمیم منفی باشد شخص باید کشور را ترک گفته و حتی ممکن است  اخراج شود، مگر اینکه اجازه اقامت بسته به نوع بشر دوستانه یا زمینه های مرتبط باشد.

 

مدیریت مرزی (Border management):

تسهیل عبور جریان افراد با هویت از مرز که شامل تجار، گردشگران، مهاجرین و پناهندگان می شود و همچنین تشخیص و پیشگیری از ورود نامنظم غیر تبعه به یک کشور مشخص. اقدامات لازم  برای مدیریت مرز که  شامل  تحمیل و فشار از جانب کشورهای نیازمند به  ویزا می شود، متحمل ممنوعیت از طر یق دریا و  تحریم هایی در برابرآن دسته از شرکت هایی میشود که مهاجران غیر قانونی را به کشور می آورند. استانداردهای بین المللی نیازمند تعادل بین تسهیل ورود مسافران قانونی و جلوگیری از ورود آن دسته از مسافرانی که  به دلایل نامناسب و یا با اسناد و مدارک نامعتبر می باشد.

 

فرار مغزها(Brain drain):

مهاجرت(Emigration) افراد آموزش دیده و با استعداد از کشور مبدا به یک کشور دیگر که منتج میشود به کاهش منابع مهارتی در کشور قبلی.

 

افزایش مغزها(Brain gain): مهاجرت(Immigration) افراد آموزش دیده و با استعداد به کشور مقصد، همچنین تخلیه معکوس مغز نامیده میشود.

 

کشور مبدا(Country of origin): به کشوری اطلاق می شود که منبع جریان های مهاجرتی (منظم یا نامنظم) می باشد.

 

مهاجرت(به خارج)( Emigration): عمل جدا شدن و یا خروج از یک کشور با قصد ساکن شدن در کشور دیگر.

 

مهاجرت آسان(Facilitated migration): پرورش و یا تشویق مهاجرت اصولی، آسان تر و راحت تر کردن سفرکه ممکن است به شکل فرایند در خواست ویزا یا حتی شیوه های بازرسی کارا و مورد رضایت مسافران باشد.

 

مهاجرت اجباری(Forced migration): مهاجرتی که در آن عنصر اجبار وجود دارد، از جمله تهدید زندگی و معیشت، چه ناشی از علل طبیعی و یا انسانی باشد(به عنوان مثال حرکت پناهندگان و آوارگان داخلی و همچنین آوارگان بلایای طبیعی و یا محیط زیست، بلایای شیمیایی و یا هسته ای، قحطی، و یا پروژه های توسعه).

 

آزادی عمل(Freedom of movement): از حقوق بشر به شمار می آید که متشکل از سه جزء اصلی است: آزاد بودن در جابجایی داخل قلمرو یک کشور، حق ترک هر کشوری و حق بازگشت کشور خودش.

 

مهاجرت(به داخل)(Immigration): فرایندی که در آن غیر تبعه ها به یک کشور به منظور سکونت نقل مکان می کنند .

 

مهاجر داخلی(Internally Displaced Person (IDP)): افراد یا گروه هایی ازآنها که مجبور یا وادار به فرار یا ترک خانه  و یا مکان های اقامت خود شده اند، که در نتیجه یا به خاطر جلوگیری از اثار در گیری های نظامی، خشونت عمومی، خشونت علیه بشریت که ناشی از عوامل طبیعی یا انسانی بوده است.

 

حداقل استانداردهای بین المللی(International minimum standards): دکترینی که تحت آن نفع غیر تبعه ها  از حقوق به طور مستقیم توسط حقوق بین الملل عمومی تعیین می شود، آن هم  به طور مستقل از حقوق داخلی که توسط دولتی که در آن هستند تعیین می شود. دولت ملزم به رعایت حداقل استانداردهای تعیین شده توسط قوانین بین المللی می باشد به درمان در حال حاضر غیر تبعه در خاک خود (و یا اموال این افراد) تعیین شده توسط قوانین بین المللی، (به عنوان مثال محرومیت از عدالت، تاخیر بی جا و یا انسداد دسترسی به دادگاه در نقض می از حداقل استانداردهای بین المللی مورد نیاز توسط قوانین بین المللی). در برخی موارد، سطح حفاظت تضمین شده توسط استاندارد حداقل بین المللی ممکن است نسبت به آن استاندارد که دولت اتباع خود اعطا می کند.

 

مهاجرت بی رویه(Irregular migration): نقل مکانی  که خارج از هنجارهای قانونی کشور فرستنده ، ترانزیت و دریافت کننده می باشد. هیچ تعریف روشنی یا جهانی پذیرفته شده از مهاجرت های بی رویه وجود ندارد. از منظر کشورهای مقصد مهاجرت بی رویه عبارت است از ورود، اقامت و کار در یک کشور بدون مجوز لازم یا مدارک مورد نیاز تحت مقررات مهاجرت اما از نظر کشور مبداء عبار ت است از عبور یک شخص بدون پاسپورت یا ویزای مورد تایید و یا انجام اقدامات اجرایی لازم برای ترک ان کشور. با این وجود، تمایل به محدود کردن استفاده از اصطلاح “مهاجرت غیر قانونی” به موارد قاچاق مهاجران و قاچاق انسان است.

 

مهاجرت نیروی کار(Labour migration): نقل مکان افراد از یک کشور به کشور دیگر، و یا در داخل کشور خود ، به منظور اشتغال. مهاجرت نیروی کار توسط بسیاری از کشور ها قانونی به شمار می رود. علاوه بر این، برخی از کشورها نقشی فعال در تنظیم مهاجرت نیروی کار به خارج دارند و به دنبال فرصت هایی برای اتباع خود در خارج از کشور است.

 

مهاجر(Migrant): طبق تعریف سازمان بین المللی مهاجرت، مهاجر به کسی اطلاق میشود که بدون توجه به موارد ذیل از مرز های ملی داخل کشور خود عبور کرده است:(۱) وضعیت حقوقی فرد (۲) داوطلبانه یا اجباری بودن نقل مکان (۳)علت نقل مکان (۴) مدت اقامت. سازمان بین المللی مهاجرت(IOM)، با توافق کشور های مرتبط به فکر مهاجران و امور مربوطه به انها و مهاجرانی که نیازمن خدمات می باشند است.

 

مهاجرت(Migration): نقل مکان  یک شخص یا گروهی از افراد، با عبور از مرز بین المللی، و یا در داخل یک کشور.که شامل مهاجرت پناهجویان، مهاجران اقتصادی، افراد جابجا شده، و افرادی که برای مقاصد دیگر نقل مکان میکنند از جمله پیوستن به خانواده

 

مدیریت مهاجرت(Migration management): اصطلاحی ست که  برای در برگرفتن کارهای متعدد دولتی در درون یک سیستم ملی برای مدیریت منظم و انسانی برای مهاجرت مرزی، به ویژه مدیریت ورود و حضور خارجی ها در داخل مرزهای دولت و حمایت از آوارگان و دیگر نیازمندان حمایت، به کار می رود. این عبارت  به یک رویکرد برنامه ریزی شده برای توسعه سیاست، پاسخ قانونی و اداری به مسائل کلیدی مهاجرت اشاره دارد.

 

تابعیت بخشی(Naturalization): اعطای ملیت یک کشور  به یک غیر تبعه از طریق یک اقدام رسمی با در خواست از افراد مربوطه. قوانین بین المللی دستورات جزیی را برای تابعیت فراهم نمی کند، اما صلاحیت هر کشور را که به اعطای تابعیت به ان دسته از غیر تبعه خای خود و ان دسته که برای تابعیت اقدام کرده اند ، می پردازد ،به رسمیت میشناسد.

 

مهاجرت منظم(Orderly migration): نقل مکان یک فرد از محل اقامت خود به یک مکان جدید برای اقامت همراه با قوانینی که بر خروج و ترانزیت و ورود به کشور مقصد نظارت دارد.

 

عوامل فشار- کشش(Push-pull factors): مهاجرت اغلب در قالب عبارت “مدل فشار- کشش” تجزیه و تحلیل می شود. منظور از فشار عواملی هستند که مردم را به سمت ترک کشورشان سوق میدهند(مانند مشکلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی) و کشش عواملی هستند که باعث جذب به  کشور مقصد میشوند.

 

کشور پذیرنده(Receiving country): کشور مقصد و یا کشور سوم. و در هنگام بازگشت و یا بازگشت به وطن، کشور مبدا کشور پذیرنده به حساب می اید. کشوری که  دریافت تعداد معینی از پناهندگان و مهاجران را به صورت سالانه با تصمیم ریاست جمهوری، وزرا و یا مجلس قبول کرده است.

 

پناهجو(Refugee): کسی که، به علت ترس از آزار و اذیت بخاطر مسائل نژادی، مذهبی، ملیتی، عضویت در یک گروه اجتماعی خاص یا عقاید سیاسی، خارج از کشور خود به سر می برد و نمیتواند و یا با توجه به چنین ترس مایل است تا خود را به دست آوردید حفاظت از آن کشور است. علاوه بر تعریف پناهنده در  کنوانسیون ۱۹۵۱ پناهندگان، کنوانسوین ۱۹۶۹سازمان وحدت آفریقا(OAU) پناهنده را هر فردی که مجبور به ترک کشور خود در اثر تهاجم خارجی، اشغال، سلطه خارجی شده است، تعریف می کند و به  طور مشابه، در اعلامیه ۱۹۸۴ کارتاگنا آمده است که پناهندگان شامل افرادی می شوند که از کشور خود فرار می کند بخاطر اینکه که زندگی شان به دلایل خشونت عمومی، تجاوز های خارجی، درگیری های داخلی، نقض گسترده حقوق بشر و یا شرایط دیگر مورد تهدید واقع شده است.

 

وجوه ارسالی(Remittances): پولهای حاصل از غیر تبعه هایی که  به کشور اصلی خود منتقل شده اند.

 

بازگشت(Repatriation): حق شخصی یک پناهنده، زندانی جنگ و یا یک زندانی مدنی که به کشور خود تحت شرایط مشخص که در قرارداد های بین المللی آمده بازگردد (کنوانسیون ژنو، ۱۹۴۹ و پروتکل، ۱۹۷۷، مقررات احترام به قوانین و آداب و رسوم جنگ درخشکی، ضمیمه چهارم کنوانسیون۱۹۰۷ لاهه،  اسناد حقوق بشر و همچنین حقوق بین الملل عرفی).حتی اگر قانون معاهده شامل قاعده کلی در این باره نباشد، امروزه بازگشت به وطن  زندانیان جنگ و بازداشت شدگان مدنی به طور ضمنی توسط اشخاص علاقه مند موافقت شده است. بازگشت به عنوان یک اصطلاح برای فرستادگان دیپلماتیک و مقامات بین المللی ، در زمان بحران بین المللی و همچنین مهاجران و تبعید شدگان بکار برده می شود.

 

اسکان مجدد(Resettlement): جابجایی و ادغام مردم (پناهندگان، آوارگان داخلی، و غیره) در منطقه جغرافیایی و محیط زیستی دیگر ، معمولا در کشور سوم. در زمینه پناهندگان، انتقال پناهجویان از کشوری که در آن به دنبال پناه هستند  به دولت دیگر موافقت کرده استکه نها رو بپذیرد. به پناهندگان معمولا حقوقی از جمله اقامت بلند مدت یا جایگاهی به عنوان سرپناه داده  می شود.

 

شخص بدون تابعیت(Stateless person): فردی که تبعه یک کشور نمی باشد ولی تحت اعمال قانون آن کشور است. بدین ترتیب، چنین شخصی غیر برخوردار از حقوق حمایت ملی دیپلماتیک یک کشور می باشد.

 

همکاری فنی(Technical cooperation): اقدامی هماهنگ که در آن دو یا چند عامل به اشتراک گزاری اطلاعات و تخصص در یک موضوع خاص که برای یک بخش خاص می باشد، می پردازند. (به عنوان مثال توسعه قوانین و روش ها، کمک به طراحی و پیاده سازی زیرساخت ها، و یا افزایش زمینه های تکنولوژی)

 

قاچاق انسان(Trafficking in persons): “استخدام، حمل و نقل، انتقال، پناه دادن یا تحویل گرفتن افراد، با استفاده از تهدید یا استفاده از زور یا دیگر اشکال اجبار، آدم ربایی، کلاهبرداری، فریب، سوء استفاده از قدرت و یا موقعیت آسیب پذیری و یا از دادن یا گرفتن پول یا منافع برای رسیدن به رضایت فردی که کنترل بر شخص دیگری دارد به منظور بهره برداری “. قاچاق انسان می تواند در داخل مرزهای یک کشور باشد و یا ممکن است یک چهره ی فراملیتی به خود بگیرد.

 

بیگانه ستیزی(Xenophobia): در سطح بین المللی، هیچ تعریف جهانی پذیرفته شده از بیگانه ستیزی وجود ندارد، هر چند می توان آن را به عنوان نگرش ها، تعصبات و رفتارهای که اشخاص را طرد حذف یا اغلب از انها بدگویی می کند با با این دیدگاه که این افراد خارجی و بیگانه هستند .ارتباط نزدیکی ببین راشیسم و بیگانه ستیزی وجود دارد که تفاوت گذاشتن بین انها را سخت میکند.

 

ظرفیت سازی(Capacity building): ساختن ظرفیت دولت و جامعه مدنی با افزایش دانش و مهارت های آنها. ظرفیت سازی می تواند به شکل طراحی مستقیم بنیادین و اجرا با دولت شریک، فرصت های آموزشی، و یا در بعضی شرایط به صورت تسهیل دستور کار دو یا چند جانبه برای توسعه گفت و گو انجام پذیرد. در تمام موارد، ظرفیت سازی با هدف ساخت معیار هایی قابل قبول از شیوه های مدیریتی انجام می پذیرد.