هویت‌های طردشده

هویت‌های طردشده
تعداد بازدید: ۱۸۹ نفر تاریخ انتشار: ۹۸/۰۵/۱۷

قمر تکاوران

دانشجوی دکتری دانشگاه تهران بود و قرار بود از نداشتن شناسنامه ایرانی و زندگی کردن با برچسب عراقی در جامعه ایران برایم بگوید. پای صحبت‌های فاطمه[۱] که نشستم، از انسانیت برایم گفت؛ همان حلقه گمشده‌ای که همگی در پی‌اش هستیم. از آشتی ملت‌ها و از این که مرز برایش معنی نداشت. پدر فاطمه اوایل انقلاب به ایران آمده بود، مدرس شیمی بود اما اینجا به کار تجارت مشغول شده بود و همینجا ازدواج کرده بود. فاطمه که فرزند بزرگ خانواده بود، در ایران به دنیا آمده و بزرگ شده بود اما هیچ وقت ایرانی نبود، علارغم داشتن مادر ایرانی و بزرگ شدن در ایران با فرهنگ ایرانی. او همواره در جامعه ایران به خاطر ایرانی نبودنش، تحقیر و طرد شده بود ولیکن این تنها وجه بد ماجرا نبود؛ عراق هم که می‌رفت عجم خطاب می‌شد. در ایران عراقی، در عراق عجم. انگار باید برای اینکه هویت داشته باشد، جایی میان مرزها، جایی ورای مرزها را جستجو می‌کرد. جایی که هیچ کجا نباشد، نه این باشد و نه آن. سخت بود پیدا کردنش.

فاطمه برای درس خواندنش سختی‌های بسیاری کشیده بود. می‌گفت ما مادرایرانی‌ها چون در اینجا مانند یک مهاجر زندگی می‌کنیم، رتبه برتر کنکور هم که بشویم باید به دانشگاه شهریه پرداخت کنیم. لیسانسش که تمام شده بود، در یک شرکت خصوصی مشغول به کار شده بود اما در آن چهار سالی که در آن شرکت کار می‌کرد، بیمه نداشت و می‌گفتند نمی‌توانیم اتباع خارجی را بیمه کنیم. بعد که بیش‌تر پیگیر بیمه شده بود، گفته بودند نمی‌توانی کار کنی و کار کردن اتباع خارجی فقط در صورتی امکان‌پذیر است که تخصص خیلی خاصی داشته باشند که در کشور وجود نداشته باشد. می‌گفت حالا دکتری را هم تمام کنم، فایده‌ای ندارد. باز هم نمی‌توانم کار کنم. اگر هم موفق بشوم کاری پیدا کنم، همه با این دید به من نگاه می‌کنند که جایگاه شغلی جوانان ایرانی را اشغال کرده‌ام چون من را که ایرانی نمی‌دانند. از تحقیر شدن‌هایش در محیط‌های دانشگاه و کاری و حتی جمع‌های دوستانه برایم گفت. از اینکه هیچ وقت پذیرفته نشده است. آنان فاطمه را عرب می‌دانستند و همیشه از ملیتش برای تحقیرش استفاده می‌کردند. همین رانده شدن‌ها دلیل این بود که نخواهد در ایران کار کند و از الان در تلاش بود که شرایطی فراهم کند و بعد از فارغ‌التحصیلی برای کار به عراق مهاجرت کند. هر چند بر این باور بود که جامعه عراق را نمی‌شناسد و جز چند مسافرت کوتاه آنجا را ندیده است اما می‌گفت: حداقل آنجا اگر تحقیر شوم پاسپورت عراقی دارم که نشان بدهد من از این سرزمین هستم و با آن بتوانم جواب بدهم اما در ایران من هیچ مدرکی برای اثبات هویت ایرانی‌ام ندارم.

[۱] اسامی واقعی نیستند و برای فاش نشدن نام افراد از اسامی مستعار استفاده شده است.

*این نوشته سه شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۸ در روزنامه شرق منتشر شده است.

نظرات

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *