حتی برای حفظ منافع ملی ما امروز به مهاجران نیاز داریم.

نشست تخصصی اقتصاد مهاجرت
تعداد بازدید: ۹۰ نفر تاریخ انتشار: ۹۷/۰۹/۱۰

نشست تخصصی “اقتصاد مهاجرت” چهارشنبه ۳۰ آبان ۹۷ به همت دیاران و کافه علم در کافه کتاب نیماژ برگزار شد. این جلسه با هدف بررسی تخصصی این موضوع و تبیین سیاست‌های اقتصادی ایران در قبال مهاجران و با حضور اساتید و دانشجویان اقتصاد برگزار شد. جلسه با صحبت‌های علی مزیکی عضو هیئت علمی اقتصاد موسسه نیاوران و استاد مدعو دانشگاه علامه طباطبایی و مؤسس کافه علم شروع شد. ایشان ضمن قدردانی از فعالیت‌های انجمن دیاران که به صورت کارشناسی مسائل مربوط به مهاجران در ایران را بررسی می‌کنند وقت را در اختیار محسن شهرابی فراهانی و بهزاد حسن‌نژاد داد.
در ادامه، شهرابی گفت تقریباً ۴۰ سال است که با پدیده مهاجرت مواجه هستیم و در ابتدای اولین موج مهاجرتی سیاست‌ درهای باز و امت واحد را پیش گرفتیم ولی امروز پس از گذشت ۴۰ سال می¬بینیم فاقد زیرساخت‌های مورد نیاز برای سامان‌دهی حداقل دو میلیون نفر هستیم.وی افزود ما برچسب اتباع بیگانه را بدون هیچ تفاوتی به همه مهاجران زده ایم. اگر مهاجری به کشور ما آمد و برادری خود را ثابت کرد، کارآفرین شد، پزشک شد، استاد دانشگاه شد و سالیان بسیاری در ایران زندگی کردند و یا حتی همسر ایرانی اختیار کرد باز هم توفیقی حاصل نخواهد شد و پلکانی برای کسب شهروندی ایرانی طراحی نکردیم.
این در حالیست که ایران خدمات زیادی را به جامعه مهاجران ارائه کرده است که در مقایسه با دنیا کم¬¬نظیر است. اما به دلیل عدم انسجام سیاست‌های اتخاذ شده هیچگاه برآیند خوبی نداشته است. البته ما در ابتدا فکر می¬کردیم این مشکلات محدود به تبعه های افغانستانی است ولی با تحقیقات بیشتر متوجه شدیم تبعه های کشورهای نظیر اسپانیا، فرانسه، انگلیس و… نیز با این مشکلات دست و پنجه نرم میکنند.
اقتصاد مهاجرت یکی از این مشکلات است که ما بدون بررسی های کارشناسی در مورد اتباع خارجی اظهارنظر کرده ایم. نکته بسیار مهم در مورد مهاجران در ایران برخورد غیرکارشناسی در مورد تبعات اقتصادی آنهاست. در طی این سالها ما بدون بررسی های دقیق اقتصادی آنها را سربار اقتصاد ایران معرفی کرده ایم. کلیش¬ای ترین تحلیل هم این بوده که ما ۳ میلیون بیکار و ۳ میلیون تبعه خارجی در کشور داریم، پس با اخراج آن‌ها می¬توانیم مقدمات ایجاد اشتغال برای نیروی کار بومی بیکار را فراهم کنیم.

پس ار صحبت های ایشان، بهزاد حسن‌نژاد اشاره کرد که در این جلسه ما قصد داریم تبعات اقتصادی حضور مهاجران در ایران را از دید کارشناسی بررسی کنیم. در سال ۲۰۱۷ ما ۲۵۷ میلیون نفر مهاجر در جهان داشته ایم، کشوری بدون قومیت و زبان واحد و مرز که در حدود ۹ درصد از GDP جهان را تولید میکنند. از مهمترین کشورهای ارسال کننده مهاجر و پناهنده در دنیا پاکستان و افغانستان‌اند که هردو از همسایگان شرقی ایران هستند. طبق داده های سازمان جهانی مهاجرت ۱.۱% از کل مهاجران دنیا در ایران زندگی میکنند. بیشترین جمعیت از مهاجران در ایران را افغانستانی ها تشکلیل میدهند که در طی ۴ موج اصلی از ابتدای انقلاب وارد ایران شده اند.
طبق سرشماری نفوس و مسکن ۱۳۹۵ مرکز ملی آمار ۱۶۵۴۳۸۸ نفر تابعیت غیر ایرانی داشته اند که از این بین تعداد ۱۵۸۳۹۷۹ نفر از آنها یعنی بیش از ۹۵% آنها اتباع افغانستانی هستند. طبق همین آمار به ترتیب استانهای تهران، خراسان رضوی، اصفهان، کرمان و قم بیشترین تعداد مهاجر را در خود جای داده اند.

تعداد مهاجران حاضر در ایران بر اساس سرشماری نفوس و مسکن سال 1395

بررسی هرم سنی اتباع خارجی نشان دهنده آن است که تعداد ۷۵۱۶۶۳ نفر (۴۵.۴۳%) از آنها کمتر از ۱۹سال سن دارند و ۸۶۳۳۹۸ نفر (۵۲.۱۹%) بین ۱۹تا ۶۴ سال سن دارند و فقط ۳۹۳۲۷نفر (۲.۳۸%) آنها بیش از ۶۴سال سن دارند و از کارافتاده محسوب میشوند. این اعداد نشان دهنده آن است که ۹۷% اتباع خارجی در ایران یا مولد اقتصادی هستند و یا در آینده نه چندان دور وارد چرخه اقتصاد میشوند. همچنین تعداد بالای نوجوانان و کودکان که کمتر از ۱۹ سال سن دارند اهمیت دوچندان بحث آموزش به این افراد را گوشزد میکند.
وی افزود پایش داده های طرح آمارگیری نیروی کار به عنوان مهمترین داده¬های بازار کار ایران یکی از مهمترین اهدافی بود که دیاران در ماه های اخیر با تمرکز به اتباع خارجی پرداخته است. طبق این داده ها میانگین سایز خانوار اتباع افغانستانی ساکن در ایران همواره از خانوارهای ایران بیشتر بوده است و در سال ۱۳۹۵ میانگین سایز آنها ۵.۳۵ نفر بوده در حالی که همین آمار برای خانوارهای بومی ۳.۸۶ نفر بوده است.

میانگین بعد خانواده های ایرانی و مهاجر

بهزاد حسن‌نژاد گفت بیش از ۴۵% بیکاران در ایران در مقطع لیسانس هستند و این نسبت از سال ۱۳۸۷ تا امروز تفاوتی نکرده است. جدول زیر نشان میدهد به صورت درونی هم بیکاری در جوانان دارای مقطع لیسانس بالاترین درصد را دارد. این در حالی است که مهاجران افغانستانی در کشور بیشتر مشاغل سخت و مشاغلی که نیروی کار بومی تمایلی به انجام آن ندارد را اشغال کرده است.

نرخ بیکاری افراد در ایران طی سال های 1387 تا 1395 بر اساس میزان تحصیلات

نیروی کار مهاجر در مشاغل ۱۸ گانه در کشور مشغول به کار هستند که این مشاغل برای تکمیل چرخه اشتغال مشاغل بالا دستی بسیار اهمیت داشته و به کارگیری مهاجران در این قسمت ها به طور غیر مستقیم به سود اقتصاد داخلی است. نرخ بیکاری کل، مردان و زنان برای اتباع افغانستانی به ترتیب ۶.۴۶% ، ۶.۱۰% و ۱۰.۲۰% است. نرخ مشارکت نیز برای اتباع افغانستانی به ترتیب بالا ۴۰.۴۲% (کل)، ۶۹.۸۳% (مردان) و ۷.۶۱% (زنان) است. مهاجران افغانستانی در سال ۹۵، ۱.۶۱% از بازار کار ایران را از آن خود کرده اند.
حسن‌نژاد اضافه کرد این سوال همیشه در ذهن ایرانی ها نقش بسته که نیروی کار مهاجر افغانستانی در کدام مشاغل فعالیت دارند؟ برای پاسخ به این سوال ما بر اساس داده های طرح نیروی کار سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۵ و برابر با استانداردهای سازمان بین المللی کار بر طبق کد ISCO به اطلاعات زیر دست یافتیم :

مهاجران در ایران در کدام دسته های شغلی اشتغال دارند؟

این داده ها نشان میدهد بیش از ۸۳% نیروی کار افغانستانی شاغل در ایران در مشاغل کد ۷ و ۹ فعالیت دارند. این مشاغل جزو مشاغل سخت به حساب می‌آیند و کارگران ساختمانی در کد ۷ و فروشندگان دوره گرد و نظافت منزل و… در دسته کد ۹ ISCO قرار میگیرند
در پرسشنامه این طرح از فرد پرسیده میشود دلیل عدم جستجوی کار را توضیح دهید. زنان و مردان در طی سال های ۸۷ تا ۹۵ به این سوال جواب داده اند که نتایج آن به شرح زیر است:

دلایل عدم جست و جو برای کار در مردان ایرانی طی سال های 1387 تا 1395

دلایل عدم جست و جو برای کار توسط زنان در سال های 1387 تا 1395

در مردان به ترتیب اشتغال به تحصیل و آموزش، بی‌نیاز بودن از انجام کار و بیماری و ناتوانی جسمی و در زنان مسئولیت های اجتماعی یا خانوادگی و اشتغال به تحصیل یا آموزش بیشترین سهم از پاسخ ها را شامل میشود. تا حد زیادی این داده نشان میدهد نیروی کار بومی اشتیاق زیادی به ادامه تحصیل برای پیدا کردن شغل و جایگاه اجتماعی بالاتر است و با این تفاسیر حاضر به کار در مشاغل ۱۸گانه تعیین شده برای نیروی کار خارجی نیست.

حسن‌نژاد اضافه کرد : بحث بیمه و رسمی شدن نیروی کار مهاجر به بهانه صیانت از نیروی کار بومی همواره نادیده گرفته شده است اما آیا این سیاست به سود نیروی کار بومی تمام شده است؟
پایش داده ها نشان میدهد ۹۷% نیروی کار افغانستانی در سال ۹۵ از قِبَل کار خود تحت پوشش بیمه قرار نگرفته اند. این موضوع سبب میشود که نیروی کار بومی در یک رقابت نابرابر با نیروی کار مهاجر مواجه شود و کارفرما بکارگیری نیروی مهاجر را ترجیح دهد. در واقع سیاستی که ما برای صیانت از نیروی کار بومی در نظر گرفته‌ایم به ضرر آن عمل میکند. در واقع ما سوبسیدی به کارفرما برای استفاده نکردن از نیروی کار ایرانی داده‌ایم.

مهاجران در ایران بیش از ضرر، منفعت دارند

دکتر علی مزیکی در انتهای جلسه، نکاتی را اضافه کردند. وی گفت، موضوعی که بسیار مهم است، دلایل مخالفین برای مقاومت در برابر به رسمیت شناختن مهاجران است. شاید سیاست گذاران اینطور فکر کنند برای حفظ منافع ملی ما حاضر هستیم ۱۰۰۰ مهاجر را اخراج کنیم تا ۱۰ ایرانی به اشتغال برسند. و یا اینکه ورود مهاجران باعث افزایش جرم و جنایت خواهد شد. البته با توجه به داده ها و ارائه اخیر تا حد زیادی توانستید به این دیدگاه اشتباه پاسخ دهید. به نظر من حتی برای حفظ منافع ملی ما امروز به مهاجران نیاز داریم. خروج آنها از چرخه اشتغال باعث آسیب زدن به مشاغل بالا دستی خواهد شد و اقتصاد ما از این حیث متضرر می‌شود.

نشست تخصصی اقتصاد مهاجرت

مزیکی که خود روزی برای اخذ مدرک دکترای اقتصاد میهمان کشور آلمان بوده است گفت : قطعاً مهاجران مزایا و معایبی برای کشور میزبان خواهند داشت ولی به نظر من به خصوص راجع به ایران، مزایای مهاجران بسیار بیشتر است. مثلا در حوزه مباحث اقتصادی موضوعی با نام نفرین نفتی وجود دارد. یکی از مشکلاتی که کشورهای صادرکننده نفت دارند این موضوع است که اقتصاد دچار بیماری هلندی میشود و منابع نفتی بر علیه خودشان به مصرف میرسد که با عنوان نفرین نفتی از آن یاد میشود. یکی از راه های فرار از این نفرین استفاده از نیروی کار خارجی است که در مقالات بسیاری به اثبات رسیده است.

من فکر میکنم ایران به عنوان یک کریدور بسیار مهم در تاریخ همواره از نیروی کار خارجی استفاده کرده است و حتی قبل از انقلاب با استفاده از نیروی کار خارجی توانست به رشد بالای اقتصادی برسد. گویا در طول تاریخ یکی از راه های پیشرفت ایران استفاده از نیروی کار خارجی بوده است.
به نظر من یکی از مهمترین مسائل پیگیری وضعیت مهاجران نخبه است. ما با توجه به اشتراکات فرهنگی بسیار با افغانستان میتوانستیم که از فرصت های جذب مهاجران نخبه استفاده کنیم که امروز با فرصت‌سوزی آنها را از خود دور کرده‌ایم.
دکتر حسین سجادی‌فر به این موضوع اشاره کرد که باید روی فرصت های مهاجران تحقیقات زیادی انجام شود. موضوع مشابه کاری است که ایالات متحده آمریکا می‌کند. این کشور سطح بسیار بالایی از درآمد خود را مدیون بخش فناوری اطلاعات است که گردانندگان اصلی این چرخه مهاجران نخبه هستند. متاسفانه رسانه های ما در موضوع جرم و جنایت به خوبی عمل نکرده اند. یعنی با توجه به پائین‌تر بودن سرانه جرم و جنایت مهاجران افغانستانی از بومیان، رسانه ها باعث ایجاد سوء تفاهم شده اند.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *