۱ min read"> شاعر مهاجر افغانستانی بر قله ی جشنواره شعر فجر۱ min read

سيد رضا محمدي در حال دريافت جايزه از وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در سيزدهمين جشنواره بين المللي شعر فجر
تعداد بازدید: ۲۳۴ نفر تاریخ انتشار: ۹۷/۱۱/۱۴

کتاب «روح اندوهگین یک شاعر» سروده مهاجر افغانستانی، سید رضا محمدی باز هم غوغا آفرید و در سیزدهمین جشنواره بین المللی شعر فجر اثر برگزیده شد. این کتاب قبلا جایزه کتاب سال شعر الوند را نیز از آن خود کرده بود.

سید رضا محمدی در سال ۱۳۵۸ خورشیدی در شهر غزنی متولد شد. خودش درباره ریشه های خانوادگی اش به خبرنگار دویچه وله گفته بود: «خانواده ما اصلا به همان اندازه که در غزنی بوده اند در هرات و مزار شریف هم بوده اند و زمین دارند…جد بزرگ ما میر سید علی همدانی است که از همدان آمده بوده و در کشمیر زندگی و در تاجیکستان وفات کرده و همان جا هم قبرش است.»

سید رضا محمدی چهار سال داشت که همراه با خانواده اش به ایران مهاجرت کرد. خودش در یکی از برنامه های مجله ی «شب های بخارا» گفته بود:

“در زمان کودکی از غزنین به ایران آمدیم. من فرزند نخست خانواده بودم و مادرم خراسانی بودند و به این خاطر قبل از مهاجرت به ایران، رفت و آمدهای خانوادگی به این کشور داشتیم. گرچه واقعیت این است که این مرز های ساخته شده در بین ایران و افغانستان و چه بسا در میان بسیاری از کشورهایی که در این منطقه هستند برای مردم منطقه رسمیت نداشته است.

فامیل و خانوادۀ بزرگ ما در دو طرف مرز حتی در بسیاری از بخش ها هچون: عراق و تاجیکستان و افغانستان و ایران پراکنده هستند اما حیثیت خانوادگی ما به جای خود هست. در سال هایی که جنگ های داخلی در کشورمان شدت گرفت خانواده در ابتدا به امید پایان جنگ و باز گشت به وطنشان به پاکستان مهاجرت کردند. اما چون جنگ طول کشید و از آنجا که مشهد شهر مادری من بود، ناچار شدیم به مشهد سفر کنیم.

در مشهد به مدرسه رفتم و سال هایی نیز فقه و منطق قدیم را در حوزه های علمیه در محضر علمای طراز اولی که در خراسان زندگی می کردند، شاگردی کردم و بعد از آن دوباره به افغانستان بازگشتیم.

این بازگشت مصادف با آمدن طالبان بود. بخشی از اعضای خانوادۀ ما دستگیر و حتی کشته شدند و اینجا ناچار به مهاجرت مجدد به ایران شدیم. چون تنها بودم تقدیر مرا به شهر یزد برد. می توانم بگویم جز مشهد و غزنین که زادگاه من است، در یزد به همان اندازه و شاید بیشتر با مردم و کوچه هایش آشنایی و رفاقت دارم.

دیدار و گفت و گو با سید رضا محمدی در مجله بخارا- آذر ۱۳۹۵

شهر یزد به نحوی شهر دیگر من است. در آن زمان دانشگاه قبول شدم و به تهران آمدم و بخاطر امرار و معاش و البته عشق و علاقه به کار روزنامه نگاری در این زمینه فعالیت کردم. این سال ها مصادف با آخرین روزهای روزنامۀ «سلام» بود. در این روزنامه به عنوان خبرنگار کار می کردم و بعد برای روزنامۀ «کار و کارگر» و بعدها در «سروش جوان» فعال بودم. مجله ای که با همت دوستان دانشجو در دانشگاه صنعتی شریف منتشر و یک کارگاه ادبی بزرگی تشکیل شد که ما شاعران و نویسندگان بسیاری در این کارگاه از اقصی نقاط ایران و جهان داشتیم. بخشی از این دوستان آدم های زبردستی شدند. بسیاری که از تاجیکستان، افغانستان و شهرهای مختلف ایران آمده بودند.»

دهه ی شصت درهای ایران به روی مهاجران افغانستانی باز بود. سید رضا در شهر مشهد تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را به پایان رساند. در یزد فلسفه و فقه اسلامی یاد گرفت و در تهران دانشکده فلسفه را تمام کرد. او در دانشگاه تهران نشریه ای دانشجویی ادبی به اسم پوهنتون منتشر می کرد. سپس در تهران با مجله سروش جوان همکاری کرد و بعد در روزنامه ابرار، کارو کارگر، سلام و همشهری روزنامه نگار شد. او سابقه کار در صدا و سیما را نیز دارد.

سید رضا محمدی

محمدی بعد ازسقوط طالبان به افغانستان برگشت و با “مجله روزنه” کار را شروع کرد و یک مجله تخصصی، تحلیلی در زمینه فرهنگ و مسایل فکری، وصفحه بوطیقای نو را با محمد رفیع جنید درست کرد. صفحه بوطیقای نو یکسال نقد جدی ادبیات و فرهنگ بود.

بعد دوباره به ایران برگشت و از آنجا برای دریافت دکترا به لندن مهاجرت کرد. سید رضا محمدی و فارغ التحصیل رشتۀ جهانی شدن از دانشگاه متروپولیتن لندن و فلسفه از دانشگاه بیرکبیک است. در لندن هم مجله سیمرغ را با همکاری یاسر احمد، “شرکت آریانا تراول” و حمید کبیر راه انداخت. او داور جشنواره شعر کمبریج و عضو هیئت تحریریه مجله «اشین ریویو» نیز هاست و ریاست اتحادیه نویسندگان افغانستان را بر عهده دارد.
کتاب های شعری که قبلا از او به زبان فارسی منتشر شده عبارتند از:

سه پلک مانده به شب، تهران/ انتشارات سوره مهر/۱۳۸۱
بازی با عزراییل ، کابل/۱۳۸۳
گزیده شعر جوان افغانستان، انتشارات تاک
کاغذ باد، تهران ، سال ۱۳۸۷ خورشیدی، به تیراژ ۳۰۰ نسخه
پادشاهی شعر، کابل ۱۳۹۳
گزیده شعر به انگلیسی، لندن ۲۰۱۲
پادشاهی انار به انگلیسی ۲۰۱۴
معرفی ادبیات معاصر افغانستان، لندن اچ اند اس-۲۰۱۳
سفرنامه ی باد/ به انتخاب و اهتمام مهدی مظفری ساوجی/ انتشارات کوله پشتی/ ۱۳۹۶
شهر غلغله/ تهران- انتشارات تیماژ
روح اندوهگین یک شاعر/ انتشارات شهرستان ادب/۱۳۹۷

روح اندوهگین یک شاعر- سروده سید رضا محمدی- انتشارات شهرستان ادب

محمدی در سرودن شعر بیشتربه قالب های کهن و اوزان کهن توجه دارد تا اوزان نیمایی و شعر آزاد. اوخودش نیز می گوید که دروزن های کلاسیک شعربیشتر دارد. محمدی درتلاش بوده است تا از گردش و چرخش های یک نواخت به دور شعر پرهیزکند. ازاین رو می گوید«کار تازه من وارد کردن روایت جادویی در غزل بود. یعنی از ادبیات آمریکای لاتین و قصه های مادر کلان های خودمان گرفته بودم . این که اشیا به هم تبدیل می شدند و یک قصه پشت هر شعر بود. همین کار را در شعرهای نیمایی و سپید هم داشتم، منتها غزل هایم بیشتر شهرت یافتند، البته مثنوی و قصیده هم داشته ام. و دیگراین که من کم کم از شعر اجتماعی عریان فاصله گرفتم و شعر هایم بعد ها وارد یک فضای انتزاعی شدند.»

به گفته ی او این گرایش باعث شد که خواننده های کمتری پیداکنند. رضامحمدی چنان که خودش می گوید، شعرهایش بعداً «شکل فلسفی یافتند که به فلسفه هند زیاد نزدیک بودند. منتها غزل هنوز قالب دلخواه من است.»

به مناسبت برگزیده شدن آخرین کتاب شعر این شاعر سترگ مهاجر شما را دعوت می کنیم به خواندن یکی از غزل های عاشقانه ی او:
من از این‌گونه که گشته سپری خوشبختم
من به این زندگیِ دربدری خوشبختم

من نسیمم، نفس‌آرای جهان دگران
به خوشی‌های جهان دگری خوشبختم

روز با وعدۀ بیهودۀ شب خوشحالم
شب به امید نسیم سحری خوشبختم

ماهتابا! تو دارایی و عیشت خوش باش
من و ناداری و بی‌بال و پری… خوشبختم

ماهتابا تو همین قدر که در بی کاری
از سر کوچۀ ما می‌گذری خوشبختم

تن تو نقرۀ بازار جواهرسازی است
من به دیدار تو در نقره‌گری خوشبختم

من همین‌قدر که در حلقۀ انگشتر شاه
دل درویش مرا هم ببری خوشبختم

من نسیمم، چه کسی دیده نسیمی اهلی؟
من به این زندگی دربدری خوشبختم

سال‌ها رفت از این سان به جهان رد شده‌ام
باز از این سان که بگردد سپری خوشبختم

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *